السيد علي الحسيني الميلاني

319

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

درست نيست و معنا ندارد . در آيهء ديگرى مىخوانيم : « يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ » ؛ « 1 » آن‌ها پس از روشن شدن حقيقت باز با تو مجادله مىكنند و از اعتراض خويش دست برنمىدارند . وقتى معلوم شد كه موضوعى حق است ، بايد از آن اطاعت و تبعيت كرد و بدون چون و چرا مطيع آن بود و نبايد درباره آن جدال نمود ؛ چرا كه حق عوض نمىشود ، تبعيض قبول نمىكند و تغيير و تعدد پيدا نمىنمايد . پس كسانى كه مىگويند : حق متعدد است ، همه به حق مىرسند ، هر كسى به مقدارى از حق مىرسد . اين خلاف نص قرآن است ؛ چرا كه قرآن مجيد مىفرمايد : « فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ » ؛ « 2 » آيا بعد از حقّ ، چيزى جز ضلالت و گمراهى وجود دارد ؟ يكى ديگر از خصوصيات حق اين است كه حق ، خودش را معرفى مىكند و به معرّف نياز ندارد . ديگران به توسط حق بايد شناخته بشوند . حق بايد براى شناخت ديگران ميزان و معيار باشد ، نه اين كه كسى معرّف حق باشد ؛ زيرا كسى كه مىخواهد حق را معرفى كند از دو حال خارج نيست . يا از روى علم حرف مىزند و يا از روى گمان . اگر از روى علم حرف مىزند ، پس از خود حق اخذ كرده و اگر از روى گمان حرف مىزند ، قرآن مىفرمايد : « إِنَّ الظَّنَّ لايُغْني مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا » ؛ « 3 » گمان و پندار هرگز انسان را از حق بىنياز نمىكند و به حقّ نمىرساند .

--> ( 1 ) . سوره انفال ( 8 ) : آيه 6 ( 2 ) . سوره يونس ( 10 ) : آيه 32 ( 3 ) . همان : آيه 36